فرق شریف و هاروارد!

برای نخستین بار در زندگی‌ام پس از ۱۸ سال درس‌خواندن (دوزاده سال مدرسه، چهارسال کارشناسی و دو سال کارشناسی ارشد) الان حدود پنج ماه است که دیگر دانش‌آموز/دانشجو نیستم! پنج ماه پیش باید دورهٔ دکتری را در مؤسسهٔ یولیش در آلمان آغاز می‌کردم، ولی هنوز که هنوز است ویزای ورودم به آلمان را نداده‌اند. البته من کسی نیستم که بتوانم بیکار جایی بنشینم…

این روزها مشغول ساختن وب‌گاه (همان سایت) برای دو تا از گروه‌های پژوهشی دانشکدهٔ خودمان هستم. می‌دانم که کار خیلی مفیدی دارم می‌کنم، زیرا تا پیش از این کارهای این دو گروه (که انصافاً در استاندارد دانشگاه‌های ایران گروه‌های پژوهشی فعالی هستند) هیچ جا روی شبکه ثبت نشده بود و حتی یک همکار در دانشگاه دیگری در تهران نیز نمی‌دانست که این گروه‌ها چه وقت‌هایی چه سمینارهایی برگزار می‌کنند و یا چه درس‌هایی در این نیم‌سال ارائه می‌دهند. این را پس از حدود یک سالی که وب‌گاه گروه خودمان (گروه کیهان‌شناسی) را ساختم و آگهی سمینارها و کلاس‌ها را در آن نوشتم خوب می‌فهمم.

فکرش را بکنید: ما از دانشگاه پرعظمتی به نام مثلاً هاروارد چه اطلاعاتی می‌توانیم به دست بیاوریم؟ به جز خبرهایی که گاه‌وبیگاه برای نامتخصصان در خبرگزاری‌ها منتشر می‌شود، بقیهٔ اطلاعات این دانشگاه و هریک از گروه‌های پژوهشی‌اش را تنها می‌شود از روی وب‌گاهش به دست آورد. اگر در وب‌گاه یکی از گروه‌های این دانشگاه فهرست کارگاه‌های آموزشی و سمینارهایشان را بگذارند، ما با خودمان می‌گوییم «عجب خفن هستند این‌ها!!» ولی با این که ما در دانشکدهٔ خودمان هم از این سمینارهای پژوهشی داریم، و گاه‌وبیگاه کارگاه‌های آموزشی و… هم برگزار می‌کنیم، ولی وب‌گاهی نداریم که این کارها را در آن ثبت کنیم! در دنیای امروز که بیشتر مردم (و به‌ویژه پژوهشگران) بسیاری از اطلاعات خود را تنها از شبکه به دست می‌آورند، نداشتن چنین وب‌گاهی معنی‌اش این است که وجود نداریم و هیچ کاری هم انجام نمی‌دهیم. به قول آن ترانه‌سرای جوان و بسیار خوشمزه:

You’re no one if you’re not on Twitter
And if you aren’t there already you’ve missed it
If you haven’t been bookmarked, retweeted and blogged
You might as well not have existed

فعلاً «یک وبلاگ دیگر با وردپرس» تا بعداً ببینیم چه می‌شود